دانلود رایگان کتاب داستانهای کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی
قسمتی از متن کتاب:
فرد سرباز جوانی در یك پادگان بزرگ بود. آنها همیشه در طول هفته خیلی سخت كار میكردند، اما آن روز شنبه بود، و همهی سربازان آزاد بودند، بنابراین افسرشان به آنها گفت: امروزبعدازظهر شما میتوانید به داخل شهر بروید، اما اول میخواهم از شما بازدید كنم.فرد به سوی افسر رفت، و افسر به او گفت: موهای شما بسیار بلند است، به آرایشگاه برو و دوباره پیش من برگرد.فرد به آرایشگاه رفت، ولی بسته بود چون آن روز شنبه بود. فرد برای چند دقیقه ناراحت شد، اما بعد خندید، و به سوی افسر برگشت.