گفتار به اينكه عالم صانعي دارد، و پس از آن، گفتار به اينكه او واحد است؛ از قديمترين مسائلي است كه در بين مفكّرين نوع بشري بوده، و فطرت مركوزۀ در بشر آنها را بچنين عقيدهاي فرا ميخوانده است. حتّي مذهب بتپرستان كه بناي آن بر شرك است؛ اگر در حقيقتش دقّت شود معلوم ميشود كه اصل آن براساس توحيد صانع بوده، و كمك كاراني نيز براي خود قرار ميدادهاند: مَانَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَی اللَهِ زُلْفَي'؛ و اگر چه اين اصل ازمجراي خود منحرف شد، و بازگشتش به استقلال و اصالت خدايان درآمد؛ و اصالت خدا بركنار رفت