تبلیغات



این مطلب را به اشتراک بگذارید : facebook gplus twitter

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
خودت با هرگز کوتاه داستان قهر نکن داستانک

داستانک هرگز با خودت قهر نکن
#1
هرگز با خودت قهر نکن 

به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت. 
مقابش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !! 
شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من چه بگوييد؟ 
شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم. 


شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟ !! 
شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست . 
درس امروز اين است : 
هرگز با خودت قهر مکن . 
هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني. 
و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني. 
به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري . 
هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده . 
تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ... 
درس امروز من همين است . 
شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمي اش وارد مدرسه شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است . 
شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني . 
به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند . 
هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن . 
هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين کنند . 
خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني. 
درس امروزت همين است ! 
گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزيدن را دريغ نميکند؛ اما مرگ را استثنايي نيست
لطفا نظرتان را درباره این مطلب اعلام فرمایید.
چنانچه از این مطلب خوشتان آمد بر روی آیکن سپاس کلیک کنید
گروه امید ایران
پاسخ }
سپاسگزاران

این مطلب را به اشتراک بگذارید : facebook gplus twitter



موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستانک به خاطر خودت است! shiva260 0 1,728 2015/02/23، 20:08
آخرین ارسال: shiva260
  داستان کوتاه به خاطر خودت شکست! omidi 0 1,483 2015/02/23، 19:07
آخرین ارسال: omidi

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان