تبلیغات



این مطلب را به اشتراک بگذارید : facebook gplus twitter

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
خواستگارهای دار خنده داستانک کوهی

داستانک خنده دار خواستگارهای کوهی
#1
Smile 
خواستگارهای کوهی

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدواج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه
دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه …
اون دو تا میرن کوه
در بالای یه صخره کوه
جایی که اون دو تا هیچ کسی رو نمی بینن
تصمیم می گیرن داد بزنن
و حرف دلشون رو به کوه بگن :
– با من ازدواج می کنی ؟
و بعدش شنیدن
…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــﯽ؟
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــﯿﮑﻨـــــــــــﯽ؟
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
یه نگاهی به هم انداختند
لپ هاشون گل انداخته بود چون ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ پذیرفتن ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
در حالی که از صخره پایین می اومدن گفتند نه ما می خواهیم درس بخونیم ….
لطفا نظرتان را درباره این مطلب اعلام فرمایید.
چنانچه از این مطلب خوشتان آمد بر روی آیکن سپاس کلیک کنید
کتابخانه امید ایران
پاسخ }
سپاسگزاران safari2008 , صبا
#2
داستانش خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم.
پاسخ }
سپاسگزاران
#3
واقعا که بی شوهری بیداد میکنه Big Grin
خرید مواد شیمیایی آزمایشگاهی
پاسخ }
سپاسگزاران
#4
نه بابا.شوهر زیاده ولی شوهر خوب نیست .ناگفته نمونه که هم دختر و پسر الان دیگه برا دوستی همدیگه را میخوان.
پاسخ }
سپاسگزاران
#5
من با نظر سمیه جون خیلی موافقم..
نقل قول: اگر باهر دعایی که میکردیم
قدمی برمی داشتیم
اکنون به خدا ر
سیده بودیم
پاسخ }
سپاسگزاران
#6
سلام کتاب خوبی بود متشکر از تایپش
پاسخ }
سپاسگزاران

این مطلب را به اشتراک بگذارید : facebook gplus twitter



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان