دانلود کتابهای جدید :  

دانلود کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی

دانلود کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی, دانلود فرهنگ واژگان ترکی در کردی, کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی ,فرهنگ واژگان ترکی در کردی , واژگان ترکی در کردی, دانلود فرهنگ ترکی در کردی,دانلود رایگان کتاب ادبی, دانلود رایگان کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی,شاهپور نوروزی, کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب , ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF ,کتاب دانلود , کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی اف,کتاب,Ebook For Free Download, Ebook,Ebook Download, Download Ebook

توضیحات کتاب :

تدوین فرهنگ و لغتنامه سبب پیشرفت روابط اجتماعی میان انسان ها می شود . اما تنوع لهجه ها و شیوه های گوناگون یک زبان ، مانع بزرگی برای تدوین یک فرهنگ جامع و کامل است.زبانکردی دارای لهجه های متنوع زازاکی ،هوراکی ، کرمانجی و غیره است .فرهنگ تنها توانسته است فقط بخش کوچکی از واژه های تورکی در کوردی را نشان دهد.

دانلود کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی, دانلود فرهنگ واژگان ترکی در کردی,  کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی ,فرهنگ واژگان ترکی در کردی , واژگان ترکی در کردی, دانلود فرهنگ ترکی در کردی,دانلود رایگان کتاب ادبی, دانلود رایگان کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی,شاهپور نوروزی, کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب , ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF ,کتاب دانلود ,  کتاب  رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی اف,کتاب,Ebook For Free Download, Ebook,Ebook Download, Download Ebook

دانلود کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی, دانلود فرهنگ واژگان ترکی در کردی, کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی ,فرهنگ واژگان ترکی در کردی , واژگان ترکی در کردی, دانلود فرهنگ ترکی در کردی,دانلود رایگان کتاب ادبی, دانلود رایگان کتاب فرهنگ واژگان ترکی در کردی,شاهپور نوروزی, کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب , ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF ,کتاب دانلود , کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی اف,کتاب,Ebook For Free Download, Ebook,Ebook Download, Download Ebook



  • اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی :


    1. علیزاد می‌گه:

      آغای نه روزی کوشیده واژه‌های زبانهای گوناگون را برای ترکی غارت کنه و این سایت هم ابزاری برای ایشان ( اندیشه‌ی پانترکیسم) شده.

      برخلاف عنوانی که اینجا برای نوشته‌ها گزیده شده این نوشته‌ها کاملا برای خودبرتر بینی ترکی است.

    2. علیزاد می‌گه:

      نویسنده پانترکیست این نوشته که کارش غارت واژگان دیگر زبانهاست چنین افاضات فرموده :
      «زبان کوردی دارای لهجه‌های متنوع زازاکی ، هورامی ، کرمانجی و… است. بنابراین این فرهنگ تنها توانسته است فقط بخش کوچکی از واژه‌های تورکی در کوردی را نشان بدهد»
      یکم اینکه این شخص هنوز فرق گویش و لهجه را نمی‌داند و در این باره نظر می‌دهد.
      دوم اینکه حتی وی فارسی نویسی را هم بلد نیست که ترکی را به لهجه‌ی خودش تورکی و کردی را به لهجه‌ی خودش کوردی می‌نویسد!
      سوم اینکه وی همانند شریک راهزنی خود ساتق نایبی زور خود را زده و هرچه واژه توانسته از کردی به خود چسبانده (حتی آنچه آنجا بکار نرفته) و در پایان تیر خلاص زده که اینها تنها فقط بخش کوچکی از واژه‌های تورکی در کوردی است!! لابد بقیه‌اش می‌شود لغات آینده‌ی کردی که فرهنگستانش بسازد تا اینها غارت کنند.

      ‫آراز‬ : ارس نامی از گیتی‌شناسی فارسی است حال چون ترکان آنجا را گرفتند ترکی شد!
      آستر(تَ) [ په . ] ( اِ.) ۱ – پارچه ای که زیر لباس می دوزند
      اران:شهری است که قباد آن را بنا کرد، قباد پارسی زبان کجا نام ترکی گذاشتن کجا
      ‫آش‬ سنسکریت
      آغل عمید آن را ترکی دانسته، پارسی است (معین)،
      آخور:(خُ) [ په . ] ( اِ.)=آخر:۱ – طویله ، اصطبل .
      ‫آقا مغولی‬
      ‫آلوو/ یالوو)اود- یالوو : علو عربی
      اخته :‫ ؛ ویزوختَکِ پهلوی
      ‫امروت / آرموت )گلابی : از امرود فارسی
      ‫اوتاق : وتاخ‬ ( از وثاق عربی)
      ‫اوْدا )اوتاق( اگر راست گفته باشد و منظور اتاق باشد پس همان وثاق عربی است)
      ‫اوْخای )حرف آرامش و پسند(‬ همان آخی فارسی را سرقت فرموده)
      اؤلکه : ئۆلکه / وڵکه )سرزمین : از الکای فارسی است که برهان قاطع آن را آورده ست‬
      ‫اۆتۆ )اطو( / اۆتمک : ئوتو / وتو / وتی / وتوو کردن )اطو کردن( / وتوو کێشان )اطو کشیدن(‬ همان اتوی روسیEtuvee را دزدیده است
      ‫اینانماق )باور کردن(: ئینان )باور(‬ که همان ایمان عربی است که پسوند ماق را طبق معمول به واژه‌ی غیرترکی چسبانده و همه‌اش را تصاحب کرده)
      ‫باش : باش )خوب ، رئیس(‬ این همان بوآش پهلوی به معنی سر ، نوک چیزی است که ایشان به خوب پیوندش داده که هر۲ واژه را صاحب شود)
      باشلیق : که از بوآش پهلوی + لیق ترکی ساخته شده
      بیات : (‫بایات : به یات )خوراک شب مانده [ عربی  ] (مص ل .) ۱ – شب ماندن در جایی {همخانواده بیتوته ، بیت  و..}
      بَلگه‫َ(دلیل و سند): به ڵگه ( همان برگه‌ی فارسی است که آغا سرقت کرده)
      ‫به به : به به(نوزاد)این واژه آشکار است کردی می‌باشد تا ترکی، این همان همخانواده‌ی baby  انگلیسی و بابای هندی و بابک فارسی است)
      ‬‫بگ / بیگ : به گ‬ ( همان بغ پهلوی است)
      ‫بگیم )منیم بگیم(: به گم )کلمه احترام به ارباب( این هم بازگویی همان واژه از همان بغ پهلوی است ، منیم هم که همان منم فارسی است)
      ‫بوخچا: بوخچه‬ ( بوختن : پس انداز کردن + چه (پسوند تصغیر) درحالیکه از لحاظ لغوی در ترکی بیمعناست)
      بونچاق : بُنچاک (چَک به معنی قباله است و بُنچاق نیز در اصل بُنچاک بوده، عبدالعظیم گرکانی، تاریخ بَرامکه)
      بوران مغولی ( پسوند «ان» در ترکی کنندگی است مثل ورن= دهنده / آختاران = جوینده)
      ‫بوشقاب )بشقاب(‬پیشکاپ در افغانستان : پیش + کابای سکایی – بوش قاب در ترکی =ظرف خالی! یعنی نمی‌توان در آن غذا ریخت؟!)
      ‫‫ب ُغ ) بُخار(: بۆخ‬ ) بریده‌ی بخار عربی بوخ+ار همانند  قلی که بریده‌ی غلام عربی است
      ‫بۆبر / بیبر )فلفل( : بیبه ر‬ ( همان پلپل پهلوی است که دگرگون شده)
      تپه ( از فعل تپیدن )
      ‫توپچو: تۆپچی‬ = توپ فارسی + چی ترکی
      ‫چاشماق / چاش باش : چاش )سرگردان ، هاج و واج(‬ همان شاش عربی ریشه‌ی مشوش ، تشویش و … بمعنی آشفتگی، پریشانی و… که پسوند ماق به آن داده‌اند)
      ‫چاشماق / شاشماق )ترکی استانبولی(: شاش )پریشانی فکر، اشتباه کننده، شاش، پریشان، سردرگم، لوچ( شاش و وێش ) مبهم و نامعلوم(این هم اعتراف به شاش عربی است)‬
      ‫چاغ: چاخ )١- وقت و زمان ٢- مخفف بنچاغ " سند مالکیت"( / هاوچاخ )معاصر(‬پیوند سند با زمان را خود ببینید!! – چاق = گاغ=گاه {دگرگون شده گاه با همان معنا و تلفظ جابجا شده}
      چپر‫: چه په ر )١-پرچین ٢- چاپار و پستچی ٣- سنگر( پرچین هندی است که ‬ربطی به چاپار (پیک) ندارد)
      ‫چَپیک چالماق: چه پک / چه پکه ( همان کف عربی است که کف بنوازید = چپیک چالین می‌شود)‬
      ‫چکیج /چکیش ) َ ُش(: چاکوچ / چه کوچ / چه کوش‬ ( واژه‌ای مرکب کاملا فارسی از چک : نابود + کش = امر کشتن است که در ترکی قابل تجزیه نیست)
      ‫چؤمچه ) ُمچه( : چه مچه / چه مچک‬ ( همان کمچه است که در گچکاری بکار می‌برند = کم (کمان) + چه)
      خان سغدی ( هم ریشه قان و گان در دهقان)
      خانم ( از خان  همانند مردم از مرد){ضمنا در ترکی مونث و مذکر وجود ندارد}
      ‫داغ )داغلاماق(: داخ / داغ‬ ( همان داغ پهلوی بمعنی سوزان است و اینجا داغ + اله‌مک(لاماق) داغ کردن است که از مرکب بودنش پیداست)
      ‫َدببه ) ظرف ؛بیر دببه سۆت( : ده بوو‬(دَ بِّ) [ عربی . دبه ] (اِ.) ۱ – ظرف روغن .
      ‫د‬ره : ده ره (د ّره)(دَ رِ یا رِّ) [ اوستایی . ] (اِ.) راه میان دو کوه
      ‫ده لی )دیوانه( : ده لی‬ ) ( همان دله فارسی است که معنی ولگرد می‌دهد / شاید هم با توجه به حضور ۴۰۰ ساله اعراب در تبریز و حومه از دلّ عربی بمعنی ناز کردن گرفته باشند)
      ‫دؤ َشک ) ُ َک(: دو شه که / دۆشک‬) همان تشک فارسی است
      ‫دیره ک )ستون( : دیره گ / دیره ک‬ (همان تیرک است تیر + ک تصغیر)
      سرت)سخت( :سرت‬ : ( روشن است که همان سخت دگرگون شده همانند لخت= لوت / جفت= جوت و … است)
      سله(زنبیل،سبد) : سَ لَّ یا لُِ) [ عربی . سله ] (اِ.) سبد، زنبیل .
      ‫سووغات )ارمغان( : سه و قات / سه وقاتی )کادو ( چنین ساختاری در واژه‌سازی ترکی وجود ندارد- سوغ(عربی از پهلوی= بازار) + ات ( جمع عربی یا ات رسیدن عربی)
      ‫سوولاماق )تیز کردن با سنگ چاقو تیز کنی( : ساو )تیز شده با افسان(‬این واژه هم از مرکب بودنش آشکارست سوو+لاماق  (ساب + کردن = ساب زدن ، سابیدن)
      ‫سووتیان )پستان بند!!! (ماشالله به اشتهاء به واژه‌ی فرانسوی soutien که از فعل soutenir به معنی نگهداری کردن است هم دستبرد زده است!)
      ‫شیش )سیخ کباب(: شیش / شیشه‬ !! ( حالا چه ربطی بین سیخ و شیشه‌ است را باید از این نابغه‌ی غارتگری پرسید!)
      ‫قاب : قاب )بشقاب(‬ از کابای سکایی )
      ‫قابا : قه به / قه با )کلفت ، لندهور(‬همان قحبه عربی است با کوشش برای پنهان کردن معنای واقعی آن)
      ‫قابقاجاق )ظروف(: قاپوقاچاخ / قاپوقاچاغ‬ ( از کابای سکایی)
      ‫قابلاما )قابلمه(: قابله مه / قابڵه مه / قاو له مه / قابڵوخ‬ ( از کابای سکایی)
      ‫قاپماق )ربودن(: قاپین / قه پا )ربوده شد(‬ از کپیدن فارسی است:در خونِ جگر، بَسی تَپیدَم ـ تا بوسه‌ای از لَبَش کَپیدَم (عنصری))
      ‫قاتار: قه تار‬ ( همان قطار عربی که در فارسی از یک رشته شتر ساخته‌اند)
      ‫قاتیر )قاطر(‬ کرتر سغدی)
      قاچ : همان کرچ فارسی است
      قاز : ( همان غاز فارسی است که شاید پنداشته هرچه قاز و قوز مانند است ترکی است!)
      قاشیق : قاشق = کاوچک = کفچک
      ‫قاغا / قاقاش )بؤیوک قارداش(: قاقا / گاگه / کاک / کاکا / کاکه / که ک / کاکۆ / کاکی که کۆ !! ( کاک در کردی همان کیا در پهلوی و کینگ در انگلیسی بمعنی پادشاه و سرور است که با توجه به قدمت پهلوی در برابر ترکی ۱۵۰۰ ساله ، اگر فرضا قاغا هم در ترکی وجود داشته باشد از پهلوی گرفته شده)
      ‫قایماق )خامه ، سرشیر(‬از کیماک پارسی گرفته شده)
      ‫قاییق (گمی) : همان کایاک اسکیمویی است و یادگار آلتای خاستگاه ترکان
      ‬‫قره پول : قه ره پووڵ : پول که فارسی است ( حتی برخی آن را از اپولوس یونانی دانسته‌اند ولی ترکی هرگز)
      ‫قومارالاماق )محاصره کردن(این همان گماردن فارسی است که قومار شده + ا + لاماق = به گمار گذاشتن = گماردن)
      ‫قورباغا : قور+باغ +ه  واژه‌ای آشکار فارسی
      قورخماق(ترسیدن ) : این همان گریختن پهلوی است که معنی سببی خود را یافته
      کلک‬‫ : که ڵه ک )توده سنگ، سنگچین(‬ این همان منقل‌وار فارسی است که هم شامل سنگ دستشویی می‌شود و هم آتشدان و هرچیز همانندش)
      گون : (گَ وَ) (اِ.) نوعی گیاه خاردار  در فارسی
      ‫گول چیچک : گول همان گل فارسی است
      ‫لاواش )لواش(‬ همان نان لواش فارسی است که اینها می‌پندارند هرچه را مثل الله بگویند آللاه می‌شود ترکی!)
      ممه : لفظ کودکانه همچون پیشی، دده ، ببه ، لولو
      ننه : همان ننه فارسی که در کنار دیگر نسبتها از فارسی به ترکی آمده (بابا ، دایی ، خاله ، عمو ، عمه)
      نوکر :  برخی مغولی دانسته‌اند ولی دیدگاه برخی دیگر که آن را نوکار ( کسی که تازه کار باشد همیشه به نوکری واداشته می‌شود) منطقی‌‌تر است ولی هیچکس آن را ترکی ندانسته.
      هله : همان حالا عربی است که از فارسی به ترکی رفته
      یاسا : (یاسای)قانون مغولی است نه ترکی
      یاغی : مغولی است نه ترکی ( اگر ترکی بپنداریمش می‌شود روغنی!)

    3. نظری می‌گه:

      علی زاده به غیر از هله که نوشتی از حالای عربیه بقیه نوشته هات مزخزف محضه نویسنده مقاله رو نباید به پان بودن متهم کنی بلکه گفتن اینکه خودت یه جوجه پان  نادان هستی اتهام نیست بلکه بخداوندی خدا قسم واقعیت محضه توروخدا از نوشته ها خجالت نمی کشی اتاق و با چیه عربی هم خانواده می کنی بشقاب و با کدوم اصلی به زبان فارسی می چسبونی بگیم و با چه مدرک و سندی پهلوی میگی توروخدا تو اصلا میدونی زبون پهلوی چه زبونیه وای به حال ما که با افرادی مقل تو هم وطن هستیم البته مجبورا بقران از ایرانی نامیدن خودم خجالت میکشم ببین ای خدا با  چه کسانی هم وطن هستیم ای خدا خودت ببین و رحم بفرما  حیف آذربایجان

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه امید ایران بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد.

    مسئولیت محتوای کتابها به عهده نگارنده بوده و  کتابخانه امید ایران هیچ مسئولیتی را در این خصوص نمی پذیرد.

    Xبستن تبلیغات
    Xبستن تبلیغات