دانلود کتابهای جدید :  

 

دانلود رایگان کتاب سه تار

,دانلود کتاب , دانلود رایگان کتاب , دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه امید ایران , کتابهای ادبی, دانلود کتاب داستان, کتابPDF,کتابخانه امید ایران , کتاب رمان, کتاب آموزشی, دانلود کتاب , دانلودکتاب, دانلودرایگان کتاب, دانلودکتاب رایگان,کتاب پی دی اف , دانلود کتاب پی دی اف ,جلال آل احمد,داستان و رمان,دانلود رایگان کتاب سه تار,دانلود کتابهای داستان و رمان,سه تار ,کتاب سه تار,کتابهای داستان و رمان

قسمتی از متن کتاب:

غلامعلی خان سلانه سلانه از پله های حمام بالا آمد. کمی ایستاد و نفس خود را تازه کرد و باز براه افتاد. هنوز دو قدمبرنداشته بود که دو باره ایستاد. انگشت به پیشانی خود گذارد ، شقیقه ها را اندکی فشرد و بعد ابرو ها را در هم کشید و چند مرتبه شیطان را لعن کرد. درست فکر کرده بود..

,دانلود کتاب , دانلود رایگان کتاب , دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه امید ایران , کتابهای ادبی, دانلود کتاب داستان, کتابPDF,کتابخانه امید ایران , کتاب رمان, کتاب آموزشی, دانلود کتاب , دانلودکتاب, دانلودرایگان کتاب, دانلودکتاب رایگان,کتاب پی دی اف , دانلود کتاب پی دی اف ,جلال آل احمد,داستان و رمان,دانلود رایگان کتاب سه تار,دانلود کتابهای داستان و رمان,سه تار ,کتاب سه تار,کتابهای داستان و رمان

اکنون بیادش میآمد که وقتی خواسته بود غسل کند یادش رفته بود (استبراء)کند و حتم داشت الان نه غسلش درست است و نه پاک شده . گذشته از این که لباسش نیز نجس گردیده و باید هنوز چرک نشده عوضش کند. چند دقیقه مردد ماند . خواست باور نکند : "شاید اشتباه کردمم.." ولی نه ، درست بود . تمام قرائن گواهی می دادند. خواست بر گردد و دو باره به حمام برود ولی هم خجالت کشید و هم از این لحاظ که ظهر نمازش را سر وقت خوانده بود و تا نماز مغرب وقت زیاد داشت که تجدید غسل کند ، تنبلی کرد و بر نگشت.چند بار دیگر شیطان را لعن کرد،بخچه حمام خود را به زیر بغل جا بجا کرد و عبای خود را باز به روی آن کشید و باز سلانه سلانه به راه افتاد. آفتاب شیشه های سقف حمام را قرمز کرده بود که غلامعلی خان توی خزینه ، انگشت به در گوش خود گذارده بود و قربهالی الله غسل می کرد. سعی می کرد هیچ یک از مقدمات و مقارنات را فراموش نکند. سوراخ گوش های خود را دست مالید، توی ناف خود را سرکشی کرد. استبراء و بعد هم نیت، و بعد شروع کرد: یک دور به نیت طرف راست ، یک دور به نیت طرف چپ،…که برشیطان لعنت ! .. از دماغش خون باز شد. دست به دماغ خود گرفت . آب خزینه را به هم زد تا رنگ خون محو شد. و بعد هول هول از خزینه در آمد و در گوشه ای از حال رفت. خانه اش نزدیک بود . استاد حمام عقب پسرش فرستاد . او را با لنگ و قدیفه اش خشک کردند

,دانلود کتاب , دانلود رایگان کتاب , دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF  , کتابخانه الکترونیکی, کتابخانه امید ایران , کتابهای ادبی, دانلود کتاب داستان, کتابPDF,کتابخانه امید ایران , کتاب رمان, کتاب آموزشی, دانلود کتاب , دانلودکتاب, دانلودرایگان کتاب, دانلودکتاب رایگان,کتاب پی دی اف , دانلود کتاب پی دی اف ,جلال آل احمد,داستان و رمان,دانلود رایگان کتاب سه تار,دانلود کتابهای داستان و رمان,سه تار ,کتاب سه تار,کتابهای داستان و رمان



  • اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی :


    1. سيا می‌گه:

      باسلام وتشکر از زحمات شما گرامیان در انتشار واشاعه فرهنگ کتاب خوانی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه امید ایران بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد.

    مسئولیت محتوای کتابها به عهده نگارنده بوده و  کتابخانه امید ایران هیچ مسئولیتی را در این خصوص نمی پذیرد.

    Xبستن تبلیغات
    Xبستن تبلیغات