دانلود کتابهای جدید : 

رمان

دانلود رمان حکم دل

دانلود رایگان کتاب رمان حکم دل ,دانلودرایگان کتاب رمان حکم دل,دانلود کتاب رمان حکم دل , کتاب رمان حکم دل ,دانلود کتاب رمان حکم دل ,کتاب دانلودی , کتاب رمان حکم دل,داستان,,کتاب,رمان جذاب, کتاب رمان حکم دل,دانلود رمان حکم دل ,رمان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان

توضیحات کتاب :

دانلود رمان حکم دل رمان دختری است به اسم باران که با پدرش زندگی می‌کند و زندگی معمولی دارد ولی زیبایی بیش از حد باران باعث شده بسیاری از پسرها دلباخته او باشند. پدر باران قمار باز است و سر همین قمار بازی همه چیزش رو از دست می‌دهد. دوباره ریسک میکند و قمار می‌کند ولی پدرش بازهم می‌بازه پدرش هم که مست بوده از باخت‌اش عصبی و درگیر می‌شود… موقع درگیری چاقو می‌خورد، دووم نمی‌آورد و تمام می‌کند… باران تنها‌تر از همیشه می‌شود… صاحب خانه هم که می‌بیند پدرش مرده نمی‌تواند بگذارد یک دختر تنها در خانه باشد و بیرونش می‌کند در همین موقع یکی از طلبکارهای پدرش باران رو تهدید میکند که پولش رو می‌خواهد ولی باران چیزی نداشته تا به او بدهد پدرش همه چیز رو به باد داده و طلبکار پدرش هم به باران پیشنهادی می‌دهد که باران مجبور به قبول کردنش می‌شود و میرود خانه طلبکار پدرش و طی یک سری اتفاقات باران از آنجا فرستاده می‌شود به یک جای دیگر و وارد زندگی دو برادری می‌شود که ازهم متنفرن هستند شیانا و شنتیا و این بین اتفاقات جالبی می‌افتد…در قسمتی از رمان حکم دل می‌خوانید:- باران جان تسلیت میگم دخترم خدا بهت صبر بده انشالله غم آخرت باشه…همسایه‌ها و مردمی که بهم تسلیت می‌گفتن و بهم یاد آوری می‌کردن یتیم شدم دیگه بابام نیست با چشای خیس اشک درست کنار مزار بابا افتاده بودم و هق هق می‌کردم.. با لباس‌های خاکی و وضعیت خیلی بد.. می‌گفتن غم آخرت باشه دیگه غم از این بالاتر هم هست غم از دست دادن پدرت از دست دادن تکیه گاهت و همه پشت و پناهت.. غم بی‌کسی چی می‌تونه از همه اینا بدتر باشه

دانلود رایگان کتاب رمان حکم دل ,دانلودرایگان کتاب رمان حکم دل,دانلود کتاب رمان حکم دل , کتاب رمان حکم دل ,دانلود کتاب رمان حکم دل ,کتاب دانلودی , کتاب رمان حکم دل,داستان,,کتاب,رمان جذاب, کتاب رمان حکم دل,دانلود رمان حکم دل ,رمان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان

دانلود رمان سفر به دیار عشق

دانلود رایگان کتاب رمان سفر به دیار عشق ,دانلودرایگان کتاب رمان سفر به دیار عشق,دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق , کتاب رمان سفر به دیار عشق ,دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق ,کتاب دانلودی , کتاب رمان سفر به دیار عشق,داستان,,کتاب,رمان جذاب, کتاب رمان سفر به دیار عشق,دانلود رمان سفر به دیار عشق ,رمان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان

توضیحات کتاب :

دانلود رمان سفر به دیار عشق داستان دختری تنهاست که همهٔ خانواده او را مقصر اصلی مرگ خواهرش می‌دادند. چهار سال است که همه از او متنفرند پدر، مادر، برادر، حتی همهٔ فامیل با نگاه‌های پر از نفرت دلش رو بدرد می‌آورند…فقط و فقط به جرم بی‌گناهی، بی‌گناهی که در دادگاه همه گناهکار است، تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه‌ای رو میبیند که از هر آشنایی برایش آشناتر است یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه‌ای براش غریبه تر… خودش هم نمی‌داند ولی این می‌شود نقطهٔ آغاز دوباره ….در قسمتی از رمان سفر به دیار عشق می‌خوانید:به طرف در رئیس شرکت میرم… چند ضربه به در میزنمو درو باز می‌کنم صدای بفرمایید یه پسر رو می‌شنوم… با شنیدن صداش ضربان قلبم بالا میره… خدایا یعنی خودشه… دستام بی اختیار به سمت دستگیره در میرن و درو باز می‌کنند…. به داخل میرم… خشکم میزنه… خدایا باورم نمیشه… خودشه… خوده خودشه… سرش پایینه و داره چیزی مینویسه… وقتی صدایی از جانبه من نمیشنوه سرشو بلند میکنه اونم خشکش میزنه… بعد از چهار سال بالاخره دیدمش… یه دنیا حرف باهاش دارم ولی هیچکدوم رو نمیتونم بهش بگم…

دانلود رایگان کتاب رمان سفر به دیار عشق ,دانلودرایگان کتاب رمان سفر به دیار عشق,دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق , کتاب رمان سفر به دیار عشق ,دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق ,کتاب دانلودی , کتاب رمان سفر به دیار عشق,داستان,,کتاب,رمان جذاب, کتاب رمان سفر به دیار عشق,دانلود رمان سفر به دیار عشق ,رمان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان

دانلود رمان بودنت هست

دانلود رایگان کتاب رمان بودنت هست ,دانلودرایگان کتاب رمان بودنت هست,دانلود کتاب رمان بودنت هست , کتاب رمان بودنت هست ,دانلود کتاب رمان بودنت هست ,کتاب دانلودی , کتاب رمان بودنت هست,داستان,,کتاب,رمان جذاب, کتاب رمان بودنت هست,دانلود رمان بودنت هست ,رمان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب

توضیحات کتاب :

دانلود رمان بودنت هست داستان دختری به نام خورشید، یک نوجوان روستایی است. خورشید زخم عمیقی به دل دارد. این رمان درباره قصه‌ی ازدواج او با حبیب، پزشک تهرانی است که یک اتفاق شاید عجیب باعث آشنایی و پیوند آن‌ها می‌شود. روزی، حبیب می‌رود و وقتی برمی‌گردد دیگه آن حبیب قبلی نیست.در قسمتی از رمان بودنت هست می‌خوانید:مردانه او را در آغوش می‌گیرد و ضربه‌ای به پشتش می‌زند: سلام داماد خان جان! عید تو هم مبارک!سپیده هم امیرعلیِ خوابیده در بغلش را بالاتر می‌کشد و لبخند به لب می‌گوید: سلام داداش! خوبی؟! عیدت مبارک!حبیب خنده به لب دروازه را می‌بندد: سلام آبجی! شکر… تو خوبی؟با ابرو به پسرکِ خوابیده اشاره می‌زند و لبخندش دندان نما می‌شود: این پهلوون پنبه ت خوبه؟ عید تو هم مبارک آبجی جان! سال خوبی داشته باشی.آرام آرام حیاط را طی می‌کنند و احوالپرسی هایشان را ادامه می‌دهند. حبیب به زور امیرعلی را از سپیده می‌گیرد و گونهٔ تپل و سبزهٔ پسرکِ ده / یازده ماهه را محکم می‌بوسد و او را از خواب خرگوشی‌اش بیدار می‌کند. مَش حیدر و سیمین خانوم، به همراه سهراب و سمیرای چادر به سر به استقبال آن‌ها می‌آیند. همگی خندان و با مهربانی احوالپرسی کرده، یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و عید مبارکی می‌گویند.

دانلود رایگان کتاب رمان بودنت هست ,دانلودرایگان کتاب رمان بودنت هست,دانلود کتاب رمان بودنت هست , کتاب رمان بودنت هست ,دانلود کتاب رمان بودنت هست ,کتاب دانلودی , کتاب رمان بودنت هست,داستان,,کتاب,رمان جذاب, کتاب رمان بودنت هست,دانلود رمان بودنت هست ,رمان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم

رایگان کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,دانلودرایگان کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,دانلود کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,کتاب دانلودی , رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,داستان,,کتاب,رمان فارسی,کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,رمان فارسی,رمان,داستان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلودکتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF کتاب دانلود کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی

توضیحات کتاب :

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم بعضی وقتا.. بعضی جاها.. تو یه برهه زمانی اتفاقاتی میفته که میتونه یه زندگی رو عوض کنه.. یه احساس رو.. یه آرزو رو.. یه آینده رو..گاهی در اون برهه هرکاری که از دستت بربیاد انجام میدی.. حتی اگه کل دنیا بر علیه تو بسیج بشن و نذارن تو به خواسته دلت برسی… بعضی جاها تو میشی پیروز میدون.. و بعضی جاهای دیگه میشی بازنده و مجبوری خودت رو از گود کنار بکشی…گاهی وقتا سر دو راهی قرار می‌گیری و نمیدونی واقعاً باید به نفع کی عمل کنی.. خودت؟ یا کسایی که از خودتم برات عزیزترن؟ اون موقع تصمیم گیری خیلی سخت میشه.. خیلی بیشتر از خیلی..کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم، داستان دختریه که بین همون دوراهی گیر کرده…همون دوراهی‌ای که قراره آیندشو بسازه.. مسیر سرنوشتش.. ولی نمیدونه کدوم تصمیم رو بگیره که با خوبی و خوشی مسیر رو برای خودش هموار کنه…آدم‌هایی سر راهش قرار میگیرن که هر کدوم به نحوی اونو به سمت خواسته دل خودشون سوق میدن…بدون اینکه به احساس این دختر توجه کنن؟…شاید هم با توجه به احساسش دارن این کار رو انجام میدن.. برای طی کردن موفقیت هرچه بیشتر این دوراهی… شاید یه اشتباه خیلی کوچیک.. یه تصمیم‌گیری عجول.. باعث بشه دختر قصه چشماشو ببنده و یه دور، دور خودش بچرخه.. وقتی چشماشو باز کرد.. انگشتش رو به سمت دوراهی که سراب واقعیته نشونه بگیره و اولین گام رو برداره…

رایگان کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,دانلودرایگان کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,دانلود کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,کتاب دانلودی , رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,داستان,,کتاب,رمان فارسی,کتاب رمان بر خاک احساس قدم میگذارم ,رمان فارسی,رمان,داستان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلودکتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF کتاب دانلود کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی

دانلود رمان یادگاری سرخ

دانلود رایگان کتاب رمان یادگاری سرخ ,دانلودرایگان کتاب رمان یادگاری سرخ ,دانلود رمان یادگاری سرخ ,کتاب رمان یادگاری سرخ ,دانلود کتاب رمان یادگاری سرخ ,کتاب دانلودی , رمان یادگاری سرخ ,داستان,,کتاب,رمان فارسی,کتاب رمان یادگاری سرخ ,رمان فارسی,رمان,داستان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلودکتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF کتاب دانلود کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی

توضیحات کتاب :

دانلود رمان یادگاری سرخ کتاب رمان یادگاری سرخ، داستان عشق و زندگی قبل و بعد دختری به اسم شیوا هست که این دو عشق ارتباطی با هم دارند.پله های دانشگاه رو با عجله دوتا یکی پایین میومدم که صدای غزل روشنیدم.غزل: شیوا وایسا۔ شیواااااا- دخترهٔ دیوونه اسمم تو سالن پیچیده بود. صد بار بهش گفتم با صدای بلند در ملا عام منو صدا نکن. تقریبا به من رسیده بود. با صدای نفس دارش گفت:
– شیوا، وای نفسم بند اومد.
با لحنی تند و آمیخته با شوخی گفتم: شیوا و مرگ. اخه من میخوام بدونم کی تراز شعوری تو بالا میره دختر؟
با حالت خنده گفت: حقته میدونسم بدت میاد اسمتو بلند صدا بزنم ولی تا تو باشی تخته گاز نری.
خب امرتو بگو تا من مرخص شم بابا هومن پیش مامان بزرگشه باید زود برم.
–خیلی خب بابا. جزوه‌هات رو که دادی بودی دسته نسیم. اون هفته نیومده بودی داد شوون به من. جلسه دیگه هم امتحان داریم.

دانلود رایگان کتاب رمان یادگاری سرخ ,دانلودرایگان کتاب رمان یادگاری سرخ ,دانلود رمان یادگاری سرخ ,کتاب رمان یادگاری سرخ ,دانلود کتاب رمان یادگاری سرخ ,کتاب دانلودی , رمان یادگاری سرخ ,داستان,,کتاب,رمان فارسی,کتاب رمان یادگاری سرخ ,رمان فارسی,رمان,داستان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلودکتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF کتاب دانلود کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی

دانلود رمان بانوی کوچک

دانلود رایگان کتاب رمان بانوی کوچک ,دانلودرایگان کتاب رمان بانوی کوچک ,دانلود کتاب رمان بانوی کوچک  ,کتاب رمان بانوی کوچک ,دانلود کتاب رمان بانوی کوچک ,کتاب دانلودی , کتاب رمان بانوی کوچک ,داستان,,کتاب,رمان فارسی,کتاب رمان بانوی کوچک ,رمان فارسی,رمان,داستان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF کتاب دانلود کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی اف,کتاب,,

توضیحات کتاب :

دانلود رمان بانوی کوچک بازم نگاه خسته مو میدوزم به دور تادور باغ.با یه نفس عمیق حجم زیادی از هوای سرد اواخر پاییزو وارد ریه‌ام می‌کنم.من عاشق این باغ شده بودم. روی تاب نشسته بودم که درب اتوماتیک عمارت بازشد و ماشین مشکی رنگ بزرگی وارد حیاط شد. من این ماشینو خوب می‌شناختم. به راننده نگاه کردم سعید بود پسر مشهدی رحیم و رباب خانم که حالا بعد از سربازی شده بود رانندۀ آقا.نگاه متعجبمو به ماشین دوختم سابقه نداشته آقا بدون خبر واسه ناهار بیادخونه حالا لابد خبری شده بود که آقا واسه ناهار اومده.ماشین جلوتراومد و نزدیک من ایستاد و در ماشین بازشد و اول از همه کفش‌های مشکی واکس زده‌اش رو بیرون گذاشت بعد پیاده شد مثل همیشه تیپش عالی بود با کت و شلوار آب نفتی براقی که پوشیده بود واقعا جذاب شده بود.سرمو بالا اوردمو چشم دوختم به موهای مشکی براقش که فقط کمی اطراف شقیقه‌هاش سفید شده بود نگاهمو اوردم پایین ترو دوختم توچشماش و غرق چشمای مهربونش شدم صورت جذابش که هنوز تو مرز ۴۰ سالگی می‌تونست خاطرخواه‌های زیادی رو دنبال خودش بکشه و من دختر ۲۲ ساله‌ای بودم که هنوز هم نمی دونستم چه تقدیری منو به اینجا کشونده.

دانلود رایگان کتاب رمان بانوی کوچک ,دانلودرایگان کتاب رمان بانوی کوچک ,دانلود کتاب رمان بانوی کوچک  ,کتاب رمان بانوی کوچک ,دانلود کتاب رمان بانوی کوچک ,کتاب دانلودی , کتاب رمان بانوی کوچک ,داستان,,کتاب,رمان فارسی,کتاب رمان بانوی کوچک ,رمان فارسی,رمان,داستان,کتابخانه الکترونیکی,کتابخانه مجازی,سایت کتاب,کتابخانه امید ایران ,کتابخانه امید ایران ,دانلود ,دانلود رایگان,دانلود کتاب, دانلود, ,کتابخانه امیدایران ,کتابخانه امید ایران, دانلود رایگان, امید ایران, دانلود رایگان کتاب ,دانلود کتاب, دانلود کتاب رایگان , دانلود کتاب پی دی اف , دانلود کتاب PDF کتابخانه الکترونیکی, کتابPDF کتاب دانلود کتاب رایگان,دانلودکتاب ,دانلودرایگان کتاب , دانلودکتاب پی دی اف,کتاب,,

 کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه الکترونیکی امید ایران بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد